فقط به خاطر تو/عاشق تنها
H&M

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته بود: من کور هستم لطفا کمک کنید.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/۱٤ ] [ ٦:٢٦ ‎ب.ظ ] [ حامد گلشن ]

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/۱٤ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ حامد گلشن ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Blog Categories
 
Others Pages
Blog Custom
مرجع کد آهنگ





فروشگاه اينترنتي ايران آرنا